یلدای چشمهای تو

 

بانوی برف

یلدای چشمهای تو

درانتهای پاییز

در کوچه های رنگ رنگ

 در وجود من

تو ضرب میشوی

و در نهایت شبهای ناتمام

یلدای ناتمام

چشمهای تو

تعبیر میشود

یلدا

همین لحظه لبخند تو

یلدا

امتداد لحظه های توست

بانوی برف

می بینی!

شعرهای من هم شبیه چشمهای تو شده

بی انتها

بی انتها

بی انتها

رها

رها

رها

 

.

.

.

امضای تمام نوشته هایم:دل نوشته های محسن

نامه رسان نامه هایم را برای بانوی برفی بخوان!

یلدای ۸۹

1389/۹/۳۰

پنجره

 

۲پنجره میان چشمهایت

وقتی که دستهایم ستاره میچیند

از آسمان

نگاهت!

لحظه دیدار بیا

از راههای دور........

و جاده ها

تمام پنجره ها را به من بسپار

لحظه چیدن ستاره

و

لبخند بزن

از میان ۲ پنجره

که دستهایت ترانه میسازند

و مینویسم

لابه لای تمام سپیدیها

وقتی به پنجره های دیدار سلام میکنم.......................................

.

.

.

امضای تمام نوشته هایم:دل نوشته های محسن

نامه رسان نامه هایم را برای بانوی برفی بخوان!

1389/۹/۲۱